X
تبلیغات
گروه آموزشی ادبیات عرب دامغان

گروه آموزشی ادبیات عرب دامغان

فرهنگی ، آموزشی

                                                               بسمه تعالي                                         احادیث زندگی ساز

 

1- امام زمان علیه السلام:ما بر احوال شما آگاه هستیم و در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم وبه یاد شما هستیم.  بحارالانوارج53 ص 175

2- امام زمان علیه السلام:هیچ چیز مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد،پس نماز بگزار.   بحارالانوارج53 ص 182

3- امام زمان علیه السلام:توجه تان را نسبت به ما بر اساس محبت و سنت های شرعی قرار دهید.    مکیال المکارم

4- امام رضا علیه السلام:هر کس نتواند کفاره گناهانش را بپردازد صلوات زیاد بفرستد زیرا آن گناهان را از بین می برد. 

5- امیرمومنان علی علیه السلام:از بهترین امانت داری ها،رعایت کردن عهدو پیمان هاست.   غررالحکم

6- امیرمومنان علی علیه السلام:در زیرکی انسان همین بس که عیب های خود را بشناسد.      غررالحکم

7- پیامبر اکرم (ص):خداوند جوانی را که جوانی خود را در راه خداوند متعال بگذراند دوست دارد.      کنز العمال

8- امیرمومنان علی علیه السلام:سر لوحه پرونده اعمال آدم خوشبخت ستایش نیکوی(مردمان)از اوست.    کشف الغمه

9- امیرمومنان علی علیه السلام: برترین توسل به درگاه الهی استغفار و آمرزش خواهی است.       غررالحکم

10- امام صادق (ع):خوشبخت کسی است که برای نفس خود خلوتی گزیندو به اصلاح آن بپردازد.     بحارالانوارج78 ص 35  

11- امام علی علیه السلام:هر کس که درونش خوب باشد،بیرونش نیز نیکوست.    غررالحکم

12- امیرمومنان علیه السلام: غیبت کردن نهایت تلاش شخص نا توان و نشانه نفاق است .     غررالحکم

13- امام صادق (ع):شادی در سه چیز است،وفاداری،رعایت حقوق،ایستادگی در برابر سختی ها.      تحف العقول ص323

14- امام کاظم (ع):هیچ چیز به اندازه دیدار برادران از یکدیگر بخاطر خدا، ابلیس و سپاه او را در هم نمی کوبد.     الکافی ج2ص 88

15- امیرمومنان علی علیه السلام:انسان کریم و شخص بردبار وحلیم هیچگاه فحش نمی دهد.     غررالحکم

16- امام جواد(ع):ملاقات با برادران،موجب رفع دلتنگی وسبب باروری عقل می شود اگر چه کوتاه باشد.       بحارالانوارج72ص26

17- امیرمومنان علی علیه السلام:سخت ترین غصه ها،از دست دادن فرصت هاست.   غررالحکم

18- پیامبر اکرم (ص):خداوند دوست دارد که بنده اش را در جستجوی روزی حلال خسته ببیند.    نهج الفصاحه

19- امام رضا علیه السلام:هر کس در قبال خوبی مردم تشکر نکند از خداوند متعال تشکر نکرده است.      عیون اخبار الرضا

20- امام علی (ع):عامل اصلاح دل،سرگرم شدن آن به یاد خداست.     غررالحکم

21- امیرمومنان علی علیه السلام:کفران نعمت موجب زوال آنست و سپاسگزاری سبب دوام آن است.    غررالحکم

22- امام صادق (ع):با پدرانتان خوش رفتاری کنید تا فرزندانتان با شما خوش رفتاری کنند ونسبت به زنان مردم عفت ورزید تا نسبت به زنان شما عفت ورزند.     تحف العقول

23- امام علی (ع):کسی که از گناهان دوری کند همانند کسی است که کار نیکی انجام داده است.      غررالحکم

24- امیرمومنان علی علیه السلام:با دوری از گناهان بهشت به دست می آیدو هیچ پرهیزي همچون پرهیز از گناهان نیست.  غررالحکم

25- پیامبر اکرم (ص):خداوند متعال به صورتها و اموال شما نگاه نمی کند بلکه به قلبها واعمالتان می نگرد.  بحارالانوارج77ص88

26- پیامبر اکرم (ص):نگاه به نامحرم تیر مسمومی از تیرهای شیطان است،هر کس آن را به خاطر ترس از خدا رها کندخداوند به او ایمانی عطا می کندکه شیرینی اش را در قلبش مي یابد.     جامع السادات ج2ص12 

27- حضرت زهرا (س):خداوند جهاد را برای عزت اسلام وصبر را بخاطردریافت پاداش قرارداد.        اعیان الشیعه ج1ص316 

28- حضرت زهرا (س):خدا نیکی به پدر ومادررا بخاطر مانعی در برابر خشم خود قرار داده است.     اعیان الشیعه ج1ص416

29- امیرمومنان علی علیه السلام:برای دیگران دوست بدار آنچه برای خود دوست می داری و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند.      تحف العقول ص74

30- امیرمومنان علی علیه السلام:هر کس برای دینش کار کند خداوند دنیایش را کفایت می کند.       نهج البلاغه-کلمات قصار

31- امام علی (ع):انسان طعم ایمان را نمی چشدمگر آنکه دروغ را از روی شوخی و جدی ترک کند.        اصول کافی ج2 ص340

32- حضرت علی (ع):بهشت در پرتو عمل بدست می آید نه با آرزوی.    غررالحکم

33- امام حسن(ع):هر کس می خواهد بدون داشتن فامیل ومقام عزیز باشداز گناه بپرهیزد و اطاعت خدا کند. بحارالانوارج 44ص138

34- امام حسن(ع):هلاکت مردم در سه چیز است کبر،حرص، حسادت.بحارالانوارج78 ص111

35- امام حسن(ع):جوانمردی به آنست که دینت را نگهداری،نفست را گرامی بداری،نرم خو باشی،احسان دائمی داشته باشی. بحارالانوارج78ص102

36- امام حسین (ع):بدانید از نعمتهای خداوند بر شما نیازهای مردم بر شماست پس آنها را نرنجانید که به نقمت تبدیل می شود. بحارالانوارج 78ص121

37- امام حسین (ع):هر کس مشکل مومنی را حل کندخداوند مشکلات دنیا و آخرت او را حل می کند. بحارالانوارج78ص121

38- امام حسین (ع):قومی که خشنودی مردم را با خشم وغضب الهی خریدند،رستگار نشدند.     مقتل خوارزمی ج1ص239

39- امام سجاد (ع):نگهداری زبان و غیبت نکردن،پرداختن به کارهایی که بر آخرت ودنیا مفیدند و گریه طولانی برای آمرزش گناه نجات بخش مومن است.    تحف العقول ص282

40- امام سجاد (ع):کمال دین مسلمان در این است که ،صبور باشد و خوش خلق و بیهودگی گویی را رها کند.    تحف العقول ص279

41- امام سجاد (ع):محبوب ترین شما نزد خداوند کسی است که عملش بهتر باشد ونزدیک ترین شما به خداوند،خوش خلق ترین شماست.  تحف العقول ص279

42- امام باقر (ع):دانشمندی که از علمش بهره ببرند از هفتاد عابد برتر است.    تحف العقول ص294

43- امام باقر (ع):هر که راست گوست عملش پاک ،هر کس نیتش خوب رزقش زیاد و هر که با خانواده خودخوش رفتار باشد عمرش زیاد می گردد.  تحف العقول ص295

44- امام باقر (ع):هیچ کس از گناه در امان نیست مگر آنکه زبانش را نگه دارد. تحف العقول ص298

45- امام صادق (ع):سه چیز بعد مرگ ماندگار است،صدقه جاریه،سنتی مفید،فرزندی صالح.     تحف العقول ص363

46- امام صادق (ع):مردم را به کارهای خیر با غیر زبانتان (با عملتان)دعوت کنید.       اصول کافی ج 2ص105

47- امام صادق (ع):کسی که حاجت برادرش را برآورد مانند کسی است که در راه خدا درجنگ بدرواحد در خون خود غلطیده است.    تحف العقول ص303

48- امام صادق (ع):شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.    فروع کافی ج3ص270

49- امام صادق (ع):پاداش کسی که برای خانواده اش رنج و زحمت می  كشد همانند فردی است که در راه خدا جهاد   می کند.          وسائل الشیعه ج12ص43

50- امام صادق (ع):هر کس از هوا و نفسش پیروی کند قطعا" از دشمنش اطاعت کرده است.    تحف العقول ص304

51- امام صادق (ع):هر کس بر خداوند اعتماد کند خداوند کار دنیا و آخرتش را سامان می دهد.     تحف العقول ص304

52- امام باقر (ع):خداوند رضایتش را در طاعتش پنهان کرده پس هیچ طاعتی را کم مشمار شاید رضایتش در همان باشد.          بحار الانوارج 78ص 188 

 

 پایگاه امام خمینی (ره)- بخش فرهنگی

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 10:34  توسط خ خرسند  | 

بحث درباره شخصیت بزرگواری مثل آیت الله عُظمای بهجت کار دشواری است. زیرا این بزرگوار جزء «جوامع الکَلِم» عصر ما بود. هر انسان صالحی، کلمه الهی است و کلمات الهی یکسان نیستند.

 هر کدام مظهر نامی از نام های پر برکت خداوند هستند ولی «جوامع الکَلم» مظهر نام های برترند. آنکه جوامع الکلم اصیل و کامل است، آن انسان معصوم است. ولی شاگردان انسان معصوم در سایه علم صائب و عمل صالح سهمی از این جوامع الکلم دارند. اگر خدای سبحان از عیسای مسیح (ع) به عنوان کلمه یاد کرده است(1)، آن جزء جوامع الکلم است؛ چه اینکه وجود مبارک پیغمبر و امیر مؤمنان (ع) از کامل‌ترین مصادیق جوامع الکلم اند. آن حضرت به امیر المؤمنین (ع) فرمود: لَقَدْ اُعطِیتُ جَوامِعَ الکَلِمْ وَ لَقَدْ اُعطِیتَ یا عَلی جَوامِعَ الکَلِم(2).

حضرت آیت الله بهجت که عمری قریب به قرن را با طهارت و صداقت پشت سر گذاشت، جزء جوامع الکلم عصر ما بود. کسی جزء کلمه جامعه هست که نه تنها بین معقول و منقول جمع کند، بلکه جامع بین معقول و منقول و مشهود باشد. این بزرگوار هم علوم عقلی را فرا گرفت، هم علوم نقلی را فرا گرفت؛ و هم علوم وارستگی را که طهارت روح را به همراه دارد، فرا گرفت. آن علم شهودی را که به طهارت روح و نزاهت خود بر می گردد، فرا گرفت. او جامع بین معقول و منقول و مشهود بود.

کسانی که در معقول کار می کنند، سفرشان یک بُعدی است. از جهل به علم حرکت می کنند، از علم به مراحل بالاتر علم حرکت می کنند و بالأخره در مدار مفهوم و علوم حصولی، سیر را ادامه می دهند. کسانی که در منقول مثل فقه و اصول و سائر رشته های نقلی کوشش می کنند، هم از جهل به علم حرکت می کنند، هم از بدیهی به نظری حرکت می کنند، از بیّن به مُبیّن می رسند و همین راه را ادامه می دهند، در رشته خودشان عالم و أعلم می شوند.
و کسانی که جامع بین معقول و منقول هستند، در مدار علم حصولی و مفهوم ذهنی و تلاش ها و کوشش های درونی به مقصد می رسند اما هیچ کدام از این افراد، از علم به معلوم نمی رسند. ولی کسانی که در علم شهودی تلاش و کوشش می کنند، عنصر محوری سعی اینها شهود است و علم حضوری نه حصول است و مفهوم ذهنی! شهود خارج از قلمرو ذهن است، با متن خارج همراه است. آنچه اثر دارد، وجود خارجی است، آنچه اثر دارد، معلوم است و نه علم! آن بزرگواری که می گوید:

یک حملة مردانه و مستانه نمودیم
از علم رهیدیم و به معلوم رسیدیم

این هجرت از علم حصولی به حضوری را به همراه دارد، هجرت از عقل و نقل را به شهود همراه دارد، جمع معقول و منقول و مشهود را به همراه دارد، و طهارت روح نتیجه قطعی چنین هجرت وُسطی است که از هجرت صُغری به مراتب برتر است.

مرحوم آیت الله بهجت در اثر وارستگی که داشتند؛ تعلّم شان برای رضای خدا بود، عمل به آن علم هم برای رضای خدا بود، تعلیم سالیان متمادی هم برای رضای خدا بود. برابر این حدیث نورانی که مرحوم کُلینی نقل کرده است که اگر کسی برای رضای خدا علم بیاموزد، برای رضای خدا به علمش عمل بکند، و برای رضای خدا علمی را که آموخت و عمل کرد به دیگران منتقل کند... دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّماواتِ عَظیماً (3). چنین انسانی را در ملکوت عالم به عنوان «با عظمت» یاد می کنند، که در حقیقت این گونه از افراد شاخص آیت الله عُظمای عالم ملکوت هستند. لذا این بزرگوار آیت الله عُظمایی است از منظر ملکوت و راز اتّصاف این بزرگوار به این وصف عظیم همان هجرت از علم به معلوم است. اگر کسی از علم به معلوم هجرت کرد، و علوم عقلی و نقلی را سکوی پرش قرار داد، به علم شهودی بار یافت و چنین شخصی به نوبه خود و در حد خویش جزء «جوامع الکلم» است.

در معیت پروردگار

مطلب بعدی آن است که این بزرگواران که هجرتی دارند؛ خواه از جهل به علم، خواه از علم به معلوم؛ چون خود را مسافر می دانند، دو شهود را به همراه دارند. یکی اینکه می دانند همراه چه کسی هستند، و یکی اینکه می دانند چه کسی همراه آنهاست. خدای سبحان به هر دو مطلب اشاره کرد. فرمود: هر جا شما باشید، خدا با شماست؛ هُوَ مَعَکُمْ أینَ ما کُنتُم(4). یک سالک شاهد و جامع بین عقل و نقل و شهود، این معیّت الهی را هم می فهمد، هم می یابد. این که خدا با اوست؛ هُوَ مَعَکُمْ أینَ ما کُنتُم. و از طرفی خود را در هجر پرورش پروردگار می یابد، و با او هست، و غیبتی ندارد، و او را حاضر می یابد. چه اینکه در دعای نورانی امیر مؤمنان، علی بن أبیطالب (ع) آمده است: اَللّهُمَّ اَنتَ الصّاحِبُ فِی السَّفَر وَ الخَلیفَهُ فِی الحَضَر... پروردگارا. ! من که مسافرم، تو همسفر من هستی، وقتی از محلّم دور شدم، تو جانشین من هستی.

هم انسان خلیفة الله است، هم خدا خلیفه انسان سالکِ واصل. انسان سالک خلیفة‌ الله است، بر اساس إنّی جاعِلٌ فِی الأرضِ خَلیفه(5) که مصداق کاملش انسان کامل معصوم (ع) است، و مصادیق نازلش شاگردان تربیت شده مکتب قرآن و عترت، که اینها خلیفه خدا هستند.

و خدا خلیفه اینهاست، برابر دعای نورانی امیر مؤمنان (ع) که در نهج البلاغه به این مضمون آمده است: اَللّهُمَّ اَنتَ الصّاحِبُ فِی السَّفَر وَ الخَلیفَهُ فِی الاَهل وَ لا یَجمَعُهُما غِیرُه لِأنَّ المُستَصحَبَ لا یَکُونُ مُستَخلَفا، وَ المُستَخلَفْ لا یَکُونُ مُستَصحَبا (6). خدایا ! من که دارم سفر می کنم، همسفر من توئی، و حافظ فرزندان من و خانه و زندگی من در غیاب من توئی؛ تو خلیفه هستی نسبت به فرزندان من، و همسفری نسبت به خود من...

یک سالکِ واصل خدا را همسفر می یابد، و خود را در هجر تربیت او می داند. پس هُوَ مَعَ الله است،‌ حاضر با اوست، و او را می بیند. این شهود متقابل که هم خدا بنده اش را می بیند، و هم بنده خدا را می بیند؛ هم خدا با بنده سالک است، و هم بنده سالک با خدا؛ باعث می شود که انسان در هر لحظه به نام الهی و به یاد الهی باشد، و از او غفلت نکند.

آیت الله عُظمای بهجت (قدّس سرّه القُدوسی) از این نعمت برخوردار بود. هم مشاهده می کرد خدا در این سفر یک قرنه با اوست، و هم مشاهده می کرد خود در حضور ذات أقدس إله است. این مشاهده حضور و خود را مسافر دانستن و خدا را با خود دانستن، ذکر الهی است. گذشته از اینکه این بزرگوار ذُکری داشتند، یعنی یاد خدا را در دل داشته اند و دائماً نام خدا را هم بر لب داشتند. چون یاد خدا در دل، و نام خدا بر لب بود، خدای سبحان به یاد چنین بزرگواری هم بود. هر کس به یاد او باشد، او به یاد بنده خودش هست؛ که فرمود: فَاذْکُرُونِی اُذکُرکُمْ (7). و اگر خدا به یاد بنده باشد، به او عطایا و مواهبی عطا می کند، جوائزی مرحمت می کند. بهترین جایزه ای که خدای سبحان به بنده اش عطا می کند، همان ذکر آغاز و انجام جهان، یعنی هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظاهِرُ وَ الباطِن(8) است. گاهی نام خدا را در بخش توحید، گاهی نام خود را در بخش معاد به عنوان جایزه به سالکان خاص عطا می کند.

مقصد و مقصود تویی!

درباره برخی از انبیای الهی فرمود: إنّا اَخلَصناهُمْ بِخالِصَهٍ ذِکرَی الدّار(9)؛ ما این گونه از انبیای الهی را، ابراهیم و خاندان ابراهیم (ع) را یک جائیه خالصه دادیم، جایزه ای دادیم که دیگران در آن سهیم نیستند، و آن جایزه آن است که: اینها به یاد خانه خود هستند؛ «دار» یعنی خانه. ما مسافریم، و تنها خانه ما بهشت است؛ در غیر بهشت قراری نداریم. دنیا دار فرار است و مَمرّ است... خُذُوا مِنْ مَمَرِّکُمْ لَمَقَرِّکُمْ (10). یک متحرّک نمی تواند دائماً حرکت کند، حرکت با دوام سازگار نیست؛ حرکت به سوی مقصد رفتن است. و اگر موجودی دائماً حرکت کند، یعنی عاطِل و باطل است.

... ما مسافریم، مقصود ما در بهشت است، مقصد ما بهشت است؛ وقتی به بهشت رسیدیم، إن شآءَ الله ندای فَادْخُلِی فِی عِبادِی. وَ ادْخَلِی جَنَّتِی(11) که فوق جَنّاتٌ تَجرِی مِنْ تَحتِهَا الأنهار(12) است، نصیب ما خواهد شد.

بنابراین اگر کسی خانة خود را فراموش کند یا سرگردان است، یا به خانه دیگری می رود. اما کسی که به یاد منزل خود باشد، مرتّب در فکر مرمت آن منزل و نوسازی و بازسازی آن منزل است. فرمود: من به دودمان ابراهیم (ع) بهترین جایزه را داده ام، و آن این است که اینها به یاد منزلشان بودند، به یاد خانه شان بودند...

...مرحوم آیت الله عُظمای بهجت از این نعمت در حد خود برخوردار بود. چون ذُکر خدا در دل، و ذِکر خدا بر لب داشت؛ و چون یاد خدا باعث یاد معاد و یاد منزل و مَأوای ابدی است، چنین انسانی قیام و قعودش برای رضای خدا بود. و چون قیام و قعودش برای رضای خدا بود، تذکره بود و چون تذکره بود، محضرش آموزنده بود، نماز جماعتش آموزنده بود، تدریسش آموزنده بود، تألیفش آموزنده بود، گفتار و تواضعش آموزنده بود و مانند آن. اگر از وجود مبارک مسیح (ع) رسیده است که: با کسانی بنشینید که تُذَکِّرُکُمُ اللهَ رُؤیَتُه (13)، دیدن او شما را به یاد خدا بیاندازد. و اگر جناب سهروردی در آن کلمات نابش فرمود: مَنْ لا یَنفَعُکَ لَحظُهُ لا یَنفَعُکَ لَفظُه؛ عالمی که دیدن او انسان را عوض نکند، و به حال انسان نافع نباشد، ملاحظه او و لِحاظ او و لحظ او انسان را متنبّه نکند، لفظ او هم سودمند نیست؛ اینها در همان راستاست.

کار با آرزو حل نمی‌شود

...مرحوم آیت الله عُظمای بهجت آن فقه و اصولش، آن تدریس شَفَهی علوم عقلی اش، آن تذکره های عرفانی اش؛‌ همه اش در همین راستا بود که به دیگران بگوید: من رفتم، از علم به معلوم رسیدم؛ شما هم به همراه من بیائید. بنابراین این جزء کسانی بود که اگر می گفت: وَ اجْعَلنَا لِلمُتَّقِینَ اِماماً؛ تنها آرزوی صِرف نبود، تا مشمول آن آیه بشود که لِیسَتْ بِاَمانِیِّکُمْ وَ لا اَمانِیَّ اَهلَ الکِتابْ (14)،کار با آرزو حل نمی شود! بلکه این واقعاً امام متّقیان بود، و متّقیان هم به امامت او اقتداء می کردند.

نماز جماعتش در حقیقت اقامه ستون دین بود. کسانی که با آن نماز جماعت مأنوس بودند، از برکات آن جماعت آثار فراوانی نصیب آنها شده بود. چون عمود دین را این با طهارت روح اقامه می کرده است. چنین بزرگواری می توانست به خدا بگوید: رَبَّنَا هَبْ لَنا مِنْ اَزواجِنَا وَ ذُریّاتِنَا قُرَّهَ اَعیُنٍ وَ اجْعَلنَا لِلمُتَّقِینَ اِماماً (15)؛ لذا مسجد پر برکت ایشان مهد نمازگزاران راستین بود. خاشعان در نماز، خاضعان در نماز، متعبّدان، موحدان سعی می کردند که در نماز جماعت این بزرگوار شرکت کنند، از محضر نورانی این بزرگوار استفاده کنند، در محفل هائی که به نام اهل بیت عصمت و طهارت به عنوان ذکر مصیبت خامس آل عبا، حضرت سیّدالشهداء (ع) اقامه می شد، شرکت کنند چون همه این امور جزء مصادیق آن آیه نورانی بود که: یَذکُرُونَ اللهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلقِ السَّماواتِ وَ الأرضْ رَبَّنَا مَا خَلَقتَ هذَا باطِلاً (16).

بنابراین چون ایشان هجرت کرد از علم به معلوم، هجرت کرد از جهل به علم، هجرت کرد از تکاثر به کوثر، هجرت کرد از عقل و نقل به شهود؛‌ توانست «امام متّقیان» باشد. چنین روح ملکوتی هم در زمان حیات امام متّقیان است، هم بعد از ارتحال؛ الآن هم باید از فیض و فُوز آن بزرگوار بهره جست، از روح بزرگوار و متعالی او استمداد کرد. ما عرض می کنیم: اَللّهُمَّ اجْعَلْ قَبرَهُ لَهُ رُوضِه. وَ کَفَنَهُ لَهُ حُلِّه. وَ احْشُرهُ مَعَ الاَئِمَهِ الهُداهِ المَهدِییّنْ. وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتِهِ الطّاهِرینْ.

.................

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 10:26  توسط خ خرسند  |